اسد الله معطوفى

246

سنگ مزارها و كتيبه هاى تاريخى گرگان و استرآباد ( فارسى )

گرگان ، استراباد ، طبرستان و تميشه ( شهر مرزى طبرستان و گرگان كه در محل روستاى خرابه‌شهر با سركلاته فعلى كردكوى واقع بود ) محل كروفر آنان گرديد . در اين ميان اسپهبد طبرستان علاء الدوله هم نتوانست اوضاع را آرام كند . 5 بعلاوه با چنين شرايط بغرنجى ، تهاجم تركان ( تركمانان غز ) به خراسان و سرحدات شرقى ايران بر وخامت اوضاع افزود ، طوريكه در بعضى از ولايات از جمله گرگان گاه بنام سه نفر خطبه مىخواندند . 6 فعاليتهاى اسماعيليان هم در چنين شرايطى نبايد از نظر دور بماند كه خود يكى از عوامل تدريجى سقوط سلجوقيان شده بود . از آثار مهم عصر سلاطين اين سلسله بايد از مسجد جامع گرگان مخصوصا مناره آن نام برد . بر اين مناره كتيبة آجرى به خط كوفى بيادگار باقى مانده است . البته كتيبه‌هاى سنگى متعددى هم در ايوان غربى اين مسجد وجود دارند كه متعلق به حاكمان بعد از اين سلسله مىباشد و در صفحات بعد به آنها پرداخته‌ايم . اسماعيليان و پيروان آنها در گرگان و استراباد پيروان اين نحله شيعيانى بودند كه اعتقاد به امامت اسماعيل فرزند امام جعفر صادق داشتند . اين فرقه يك قرن قبل از حسن صباح در منطقه گرگان مشغول به فعاليت و دعوت مردم بودند . به همين دليل بديع الزمان همدانى شاعر و نويسنده عصر در سال 381 پس از ورود به گرگان ( جرجان ) به جرگه انجمن اسماعيليه پيوسته بود . 7 بعدها حسن صباح هم براى اشاعه كيش خود شخصا به گرگان و چناشك استراباد به رفت‌وآمد پرداخت . 8 در اين زمان چند دژ و پناهگاه عمده در جنوب گرگان و استراباد ، يعنى در منطقه دامغان مثل « پىگردكوه » در اختيار هوادارانش بود . به هر صورت دامنه ترور فدائيان اسماعيلى به طبرستان و گرگان هم كشيده شد . مثلا در سال 513 ه سباك گرگانى بدست يك فدائى بنام سراچ كشته شد . 9 منتهى علوى مفتى بزرگ جرجان را هم به سال 494 ه بقتل رسانده بودند . 10 بعلاوه آنها اسپهبد غازى رستم حاكم مقتدر طبرستان را كه شديدا ضد اسماعيلى بود كارد زده و زخمى نمودند ، ولى يكى از پسرانش را توانستند بقتل برسانند . حمله چند باره سپاه و سرداران سلجوقى از جمله يرغش به گرگان ( 507 ه . ق ) يكى از دلايلش همين حضور فعال اسماعيليان و طرفدارانش در اين ناحيه بود . 11 از بين مردم استراباد شخصى بنام بهرام استرابادى جزو رهبران برجسته اين فرقه